دور از تو من بارانی ام برگرد من میخواهمت
در شام سرگردانیام برگرد من میخواهمت
یک قایق جاماندهام بر ساحل رؤیای تو
ماه شب طوفانیام برگرد من میخواهمت
از خود سرازیرم ببین
چیزی نمانده بعد از این
تا لحظهی ویرانیام
برگرد من میخواهمت
بی تو گذشتم از خودم
یک چشمه ی غمگین شدم
با گریهی طولانیام
برگرد من میخواهمت
مگذار با خود بد شوم
از مرز دنیا رد شوم
در جاده ی پایانیام
برگرد من میخواهمت
نگذر چنین از غربتم
با اینکه غرق حسرتم
با بی سر و سامانیام
برگرد من میخواهمت
ای نیمه ی تنهای من
بر سفرهی غم های من
در آخرین مهمانیام
برگرد من میخواهمت