وای از آن لحظه ی دل کندن و رفتن
تو یک ثانیه نزدیک غم من
نمی مانی اگر لب بگشایم
وای از این دوری از این حسرت دیدار
از این خاطره ی دور دل آزار
ببین شانه ی دیوانه ی دیوار
مدارا می کند با گریه هایم
” آسمان هم دیوانه ی توست
می بارد آرام برشانهی تو
آسمان هم دلگیر وابری ست
بی خنده های جانانه ی تو ”
بغل بگیر بهانه ی مرا که جان بگیرم
دقیقه ای بمان تو با دل بهانه گیرم
تو فرصت منی بمان که می رود غم از صدایم
که بی توروزگار زمان نمی دهد به خنده هایم